محمد رضا واليزاده معجزى

206

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

رختخواب خوابيدند . قيام و حمله عشاير لرستان به اردوى ظل السلطان موجب اعدام خوانين شد اگرچه ظل السلطان ذاتا شاهزاده‌اى بيرحم بود و بعيد نيست كه از همان ابتداى امر كمر [ به ] قتل اسد خان و رفقايش بسته باشد ، ولى بعد از قضيه شكار شاهان كوه و چگنى كه قريب دو ماه خوانين در ركاب او خدمت مىكردند ، بعيد نيست كه تصميم كشتن آنها را به حبس تعديل كرده باشد . ولى متأسفانه قيام شيخ عبيد اللّه كرد و شيوع اخبار معجون و بىاساس داير به كشته شدن شاه و وليعهد و سقوط دولت ، صحنه سياست را به ضرر خوانين تغيير داده و ظل السلطان را به قتل خوانين وادار نمود . بارى وقتى ظل السلطان از ميان فوج مراغه كه در خارج شهر بودند به ، شهر مراجعت كرد . مشاهده نمود كه اوضاع به كلى تغيير كرده و عشاير كه در حال بار و كوچ بودند ، بعد از استماع اخبار معجون مربوط به سقوط دولت ، اردو را محاصره كرده و به كلى ياغى شده‌اند . اين بود كه مشار اليه فردا على الطلوع اسد خان و سردار خان و تيمور خان را كه در خرم‌آباد بودند ، با چهل نفر ديگر توقيف نمود كه اينك به شرح آن مىپردازيم . خوانين توقيف مىشوند فردا پيش از طلوع آفتاب فراشباشى با عده‌اى فراش مثل پيك اجل بر سر خوانين فرود آمدند و گفتند : « حسب الامر حضرت اقدس و الا اسد خان و مير تيمور خان و سردار خان نزد ميرزا شفيع خان حساب ماليات محل خود را تصفيه نمايند . » مير تيمور خان نگاه شماتت‌آميزى به رفقا كرد و به زبان حال گفت براى سفر آخرت حاضر شويد ، اين سزاى بىفكرى و خوش‌باورى شما است . به امر فراشباشى لباس پوشيده و حركت كردند . در دار الحكومه ( گلستان ارم ) در همان محلى كه ديروز حضرت و الا جلوس كرده بودند ميرزا شفيع خان روى قالى نشسته و اسباب چاى در كنار او نهاده بودند . ميرزا شفيع خان سه استكان چاى براى سه نفرشان ريخت و آنها درحالىكه يقين داشتند سرنوشت شومى در انتظار آنهاست ، چايها را با خونسردى نوشيدند و مير تيمور خان كه از سايرين نترس‌تر و آگاه‌تر بود ، پيرامون خود را تحت نظر قرار داد . ناگهان متوجه شد كه در پشت رديف درختهاى سرو عده كثيرى سرباز مسلح از پشت به سوى آنان پيش مىآيند و هنوز چاى خود را تماما ننوشيده